جلال الدين الرومي
45
مجالس سبعه مولانا ( فارسى )
دعاگويست و التفات خاطر مبارك وى به هيچ جا از احوال اين داعى جدا نيست ، خداوندا ، اين آراستگى ذات كه او را دادهاى ، سبب سعادت دين دنياوى وى گردان . دعايى كه فرض و حتم است و افتتاح و ختم سخن جز بدان دعا نشايد ، دعاى مادر و پدر است كه نشو و نمادهندهء اين نهالند . خداوندا ايشان را در پناه افضال خود آسوده دار ، همچنانك اين ضعيف را به زير پر و جناح تربيت خود بپروريدند . جناح و پر احسان خود ، بر سر ايشان دار . شعر پدر و مادرى كه ناز آرند * انبيا عقل و روح را دانند بزرگان و خويشان و دوستان كه اينجا جمع آمدهاند ، حاضر آمدند . همه را در حضور نور رحمت خويش دار . همه را بدار السلام جمع گردان ( يا إله العالمين و يا خير النّاصرين برحمتك يا ارحم الرّاحمين ) . شعر هر كه ما را كند بنيكى ياد * يادش اندر جهان بنيكى باد علماى ملّت و واعظان امت را سنّت آنست كه در افتتاح اقامت اين خبر بحديثى از احاديث طيّبهء سيّد ولد « 1 » آدم افتتاح كنند . اكنون اين دعاگوى مخلص مىخواهد كه بر همان صراط المستقيم قدم زند و در همان منهاج قويم سلوك نمايد . شعر گر ترا بخت يار خواهد بود * عشق را با تو كار خواهد بود عمر بىعاشقى مدان به حساب * كان برون از شمار خواهد بود
--> ( 1 ) - سيّد اولاد بنى نسخه .